آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
33
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
كه ازين ببعد به آنها سپرده شده است بكنند ، پاداش خوبى دريافت خواهند داشت من درين ملاقات حضور نداشتم ولى برايم تعريف كردند كه حاجيها رسما قول داده بودند كه صميمانه مأموريت خود را انجام دهند و بعدها معلوم شد كه حقيقتا هم قول خود را حفظ كردند . حيدر افندى در ضمن مذاكرات ، سياست امير بخارا « 1 » را شديدا مورد سرزنش و انتقاد قرارداده بود و پس از آن صورت كاملى از اسامى آن مسافرين فقير را خواسته مبلغى در حدود پانزده « دوكا » بين آنها تقسيم كرد و اين مقدار براى كسانى كه فقط با نان و آب خود را سير ميكنند مبلغ معتنابهى محسوب مىشود . قرار براين شده بود كه تا هشت روز ديگر حركت كنيم . در انتظار روز موعود حاجى بلال تنها بديدن من ميآمد و گاهگاه بعضى از هموطنان خود را كه از اهالى آقسو و يارقندو كشگر بودند همراه ميآورد . به نظر من اينها به ماجراجويانى كه به طرز عجيبى تغيير شكل داده باشند بيشتر شبيه بودند تا به زوارى كه از فكر مذهبى و مقدسى تبعيت كنند . يكى از آنها كه حاجى بلال بيش از همه به او عقيده داشت عبد القادر جوان بيست و پنجسالهء خشنى بود كه بعنوان مستخدم به من معرفى شد . حاجى بلال ميگفت من او را بعنوان يك رفيق باوفاى خوب بشما تقديم ميكنم و اقرار ميكنم كه قدرى بىدست و پا است ولى چون استعداد دارد هرچه را به او ياد بدهيد به خوبى فرا خواهد گرفت و شما ميتوانيد درين سفر از او استفاده كنيد زيرا نان و چاى شما را به خوبى تهيه خواهد كرد و در اين دو كار كاملا ماهر مىباشد ولى در باطن امر حاجى بلال او را فقط براى حاضر كردن نان به من نسپرده بود بلكه منظورش اين بود كه درعينحال شريك نان من هم بشود . حاجى بلال در ضمن مسافرت به غير از عبد القادر يك پسر ديگرى را هم بعنوان فرزندى قبول كرده بود و اشتهاى اين دو جوان كه بواسطهء راه رفتن ممتد فوق العاده تحريك شده بود براى بنيهء مالى
--> ( 1 ) - فرمانرواى بخارا ملقب به « امير » است و شاهزادگان خيوه و خقند فقط عنوان « خان » دارند .